وقتی نا امیدانه در پی ات می دویدم...
چه نا جوان مردانه رد پایت را محو می کردی،
چه آسان برایم دست تکان می دادی و می رفتی...
و من چه گریان و حیران بودم...
و....
هنگامي كه روح عاشقم منتظرت بود....
هرگز پا نگذاشتي به روياهاي من
و حتي روياهاي من
كه با حقيقت بيگانه بودند نيز بي تو گذشتند
تنهاي تنها
ديگر دستانت را فراموش خواهم كرد.........
برچسب: عشق تنهایی,عشق تنهایی سکوت,عشق تنهایی من,عشق تنهایی جدایی,عشق تنهایی عکس,عشق تنهايي,تنهایی عشق است,عشق و تنهایی,عشق یعنی تنهایی,عشق و تنهایی,عشق و تنهايي,
نویسنده: Admin