خرید بک لینک

هیچ تنها و غریبی طاقت غربت چشماتو نداره

هر چی دریا رو زمینه قدر چشمات نمیتونه ، ابر بارونی بیاره

وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا

از دریچه ی قشنگ  چشم روشنت میباره

نمیتونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات

تو بذار كه من بسوزم ، مث شمعی توی شبهات

توی این غروب دلگیر جدایی توی غربتی كه هم رنگ چشاته

همیشه غبار اندوه ، روی گلبرگ لباته

حرفی داری روی لبهات اگه آه سینه سوزه

اگه حرفی از غریبی اگه گرمای تموزه

تو بگو به این شكسته  غصه های بی كسی تو

اضطراب و نگرانی ، حرفای دلواپسی تو ، حرفای دلواپسی تو

نمیتونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات

تو بذار كه من بسوزم مث شمعی توی شبهات

نمیتونم... نمیتونم... نمیتونم...

برچسب: عشق تنهایی,عشق تنهایی سکوت,عشق تنهایی من,عشق تنهایی جدایی,عشق تنهایی,شعر,عشق تنهايي,تنهایی عشق است,عشق و تنهایی,عشق یعنی تنهایی,عشق و تنهایی,عشق و تنهايي, نویسنده: Admin تاريخ: جمعه 25 دی 1394 ساعت: 5:31

صفحه بندی