خرید بک لینک

http://s7.picofile.com/file/8233634068/2016_01_16_122526.png

 

دیدم و می آمد از مقابل من دوش
خنده تلخی نهاده بر لب پر نوش
آه کز آن خنده آشکار شکفتم
بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم
ناله فرو ماند در پس لب خاموش
غم زده چون ماهتاب آخر پاییز
دوخته بر روی من نگاه غم انگیز
دیگر در خنده اش امید و صفا نیست
راحت جان نیست عشق نیست وفا نیست
دیگر این خنده نیست نغز و دلاویز
می نگرم در خیال و می شنوم باز
می رود و می دهد به گوش من آواز :
بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم


بزرگترین سایت تفریحی خلوت دل

برچسب: نویسنده: Admin تاريخ: شنبه 26 دی 1394 ساعت: 15:20

صفحه بندی